مورخ:[1394-10-12 19:24:01]
»
»وحدت بین مذاهب و بین ادیان؛ ضرورت صلح جهانی

از نظر تاریخی مسلم است که پیشرفت مسلمانان در پرتو همدلی و وحدت آنها و عقب ماندگی و شكست آنان در عرصه های گوناگونی سیاسی، علمی، اجتماعی، اقتصادی نتیجه اختلافات و پراكندگی میان ایشان بوده است.

وحدت بین مذاهب و بین ادیان؛ ضرورت صلح جهانی
از نظر تاریخی مسلم است که پیشرفت مسلمانان در پرتو همدلی و وحدت آنها و عقب ماندگی و شكست آنان در عرصه های گوناگونی سیاسی، علمی، اجتماعی، اقتصادی نتیجه اختلافات و پراكندگی میان ایشان بوده است.

به گزارش خبرنگار مهر، وحدت ادیان به معنای آن است که خدای یگانه منبع صدور همه آنهاست و وحدت دعوت انبیای الهی به مبدأ و معاد واحد است، اما به معنای عدم نسخ مذاهبِ قبل از مبعث محمد مصطفی(ص) نیست زیرا اعتقاد به عدم نسخِ مذاهب پیشین، در تَهافُت آشکار با خاتمیت حضرت محمد مصطفی(ص) است که در قرآن، احادیث معتبر، اقوال متکلمین و عرفا تبیین شده است. منسوخ شدن شرایع پیشین برخلاف نظر برخی از محققین، انكار سنت الهی نیست، زیرا حقیقت سنت موسوی و عیسوی در سنت جامع الهی یعنی قرآن و سنت مصطفوی، موجود است.

حضرت محمدمصطفی(ص) آخرین پیامبر الهی به شمار می‌روند، چرا که بالاترین مراتب معرفت و معنویت و آخرین دستورات شریعت الهی را برای همه اعصار برای بشریت به ارمغان آورده‌اند. نبی مکرم اسلام(ص) جامع تعالیم، مراتب و مقامات انبیاء و اولیاءِ الهی‌ است و نام و راه آن حضرت تا ابــد پایدار، فروزان و حیات بخش انسان‌ها و جوامع بشری است.

خداوند در کلام الله مجید در سوره صف می­ فرماید: اسلام محمدی نورى است درخشان از جانب خداى سبحان، كه كفار اهل كتاب می ­خواهند آن را خاموش كنند، ولى خدا نور آن را کامل می­ كند و اسلام محمدی خود را بر تمام ادیان غلبه می دهد؛ هرچند مشركین نخواهند. محمد مصطفی(ص) همان  پیامبری است كه عیسى بن مریم(ع) بنى اسرائیل را به آمدن ایشان بشارت داد. پس بر مؤمنین است كه  از او اطاعت کنند و در راه خدا، با اموال و جان خود جهاد نموده، رسول خدا را در دینش یارى كنند، تا خداى تعالى آنها را به سعادت برساند و یاری كند و در دنیا و آخرت فتح و پیروزى نصیب آنها نماید.

مهم­ترین پیام وحی در این سوره به خاتم الانبیاء(ص) این است که دین موسی(ع) و عیسی(ع) در طول دین محمد(ص) قرار دارد، نـه در عرض آن وَ اسلام محمدی کامل­ترین و آخرین دین الهی است که همه پیروان راه حق، اعم از موسوی و عیسوی باید از آن تبعیت کنند تا به رستگاری کامل برسند. اسلام محمدی ناسخ سایر مذاهب الهی است و پیروان ادیان دیگر موظف ­اند به دین اسلام ایمان بیاورند و اگر از روی عناد و لجاجت ایمان نیاورند گناهکارند و قضاوت در باره آنان با احکم الحاکمین است.

نقش گفتگو در دنیای معاصر

گفتگو، اصلی است كه جهانیان در دنیای معاصر جملگی برآنند و البته این اتفاق نظر وجود دارد كه راه فائق آمدن بر تمامی مشكلات و معضلات دنیای كنونی تنها راه گفتگو است. راهی كه براساس تعارف و تفاهم، ایجاد و با گفتگو و هم‌اندیشی، بتوان به همكاری مثبت و سازنده و البته براساس مشتركات دینی رسید. گفتگو، مسئولیتی مشترك است كه دارای پیامی خاص برای جهانیان است. این مسئولیت مشترك برگرفته از آفرینش انسان در جهان و مأموریتی از ناحیه ادیان الهی برای انسان است. ایشان هنگامی كه به تعریف دین می‌پردازند می‌گویند: «دین در تعریف درست و كامل آن مسئولیتی است كه با آن سعادت بشر تأمین می‌شود». بنابراین ادیان بشری را كه ممكن است خرد و شعور نیرومندی نداشته باشد و نتوانسته راه سعادت را پیدا كند به مقصد سعادت می‌رساند و این انسان فرد نیست.

جامعه ملی و جهانی برای تمام دوران است. بنابراین دین این مسئولیت را به آنان می‌دهد كه این درجه لیاقت را داشته باشند و حامل مسئولیت این همراه با مسئولیت عمومی بشر در مقابل انسان و جهان و خدا باشند. نگارنده این سطور مسئولیت دینی وانهاده از ناحیه دین به رهبران ادیان را وظیفه آنان و بستری برای فائق آمدن بر مشكلات بشر امروز می‌داند.

در كشور ما همیشه ارتباط با پیروان ادیان با هم با مدارا، رفق و آشتی بوده است و ما با جامعه ارتدكسی كه در شرق بوده است هیچ گاه جنگ و اختلاف و زد و خوردی نداشته‌ایم ولی پیروان مسیحیت در غرب بین خودشان این اختلافات را داشتند. نظریه صلح طبق نظریه قالب و غالب اسلامی همانا صلح مبتنی بر عدالت است كه می‌تواند نوید صلح پایدار را به دنبال داشته باشد. مهمترین مانع صلح، زیر پا نهادن عدالت است و اولین دشمن عدالت بی‌اعتقادی به اصول دینی و اخلاقی است. هم جوهره دین و هم اخلاق باعث بقا و دوام صلح و عدالت اند و هیچ چیز حتی منشور و مصوبات سازمان ملل نمی‌توانند بدون آن دو، «صلحی بر پایه عدالت» ایجاد كنند.

گفتگوی ادیان به معنای نفی نقد و انتقاد نیست

در دین مبین اسلام بر لزوم نقد و انتقاد سازنده تأکید فراوانی شده است. به طوری که مسلمانان باید نسبت به مشکلات جامعه حساسیت داشته باشند و در صدد رفع آن مشکلات باشند. روایت معروف «المؤمن مراه المؤمن» به خوبی گویای این واقعیت است. امام صادق (ع) فرموده است: «محبوب‌ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب‌هایم را به من هدیه کند.»

امام علی(ع) نیز در این بحث می‌فرمایند: «باید برگزیده‌ترین مردم نزد تو آن کسی باشد که عیب تو را به تو هدیه کند و در پیکار با نفست تو را یاری رساند.» بنابراین آنچه در آیات و روایات بر آن تأکید شده است ارائه نقد سازنده و نشان دادن عیب به منظور اصلاح و رفع آن می‌باشد. در همین آیات و روایات با تخریب و نقد گزنده، به شدت مخالفت شده است. بر همین اساس چه در قرآن و چه در احادیث معصومین(ع) به افرادی که از مردم و مسئولین عیب‌جویی، و آنان را تخریب می‌کنند به شدت حمله شده است. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرمایند : «وای بر هر عیبجوی هرزه زبان».

 در این آیه شریفه، «همزه» در لغت به معنای کسی است که به‌ناحق بر دیگران بسیار خرده می‌گیرد و آنچه را عیب نیست از آنان عیب می‌گیرد. این واژه در اصل به معنای شکستن است، بنابراین کسی که از دیگری عیب‌جوی و خرده‌گیری می‌کند، با این کار خود، گویی او را می‌شکند و شخصیت او را خرد می‌کند. با توجه به این آیات و روایات متوجه می‌شویم که دین مبین اسلام‌ حامی و مدافع نقد و انتقاد پویا و سازنده می‌باشد و با تخریب به شدت مخالف است و این عمل غیراخلاقی را تهدیدی برای وحدت و اتحاد تلقی می‌کند.

وحدت مذاهب اولی تر از وحدت ادیان

حال که در مورد ضرورت وحدت ادیان در جهان کنونی صحبت شد به این بحث می رسیم که وحدت مذاهب اولی تر از وحدت ادیان است، خصوصا با توجه به شرایط منطقه و جهان اسلام.

موضوع وحدت امت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی، یكی از مسائل مهم جهان اسلام به شمار می آید. تأكید قرآن كریم به ضرورت وحدت مسلمانان «واعتصموا بحبل الله جمیعا ولا تفرقوا» (آل عمران/۱۰۳) و تاكید پیشوایان دین بر برادری مسلمانان بر كسی پوشیده نیست. از نظر تاریخی این امر به خوبی روشن است كه پیشرفت مسلمانان در پرتو همدلی و وحدت آنها و عقب ماندگی و شكست آنان در عرصه های گوناگونی سیاسی، علمی، اجتماعی، اقتصادی و... نتیجه اختلافات و پراكندگی میان ایشان بوده است.

این ناسازگاری میان فرقه ها و مذاهب اسلامی، خصوصا میان دو مذهب بزرگ شیعه و اهل سنت در برهه هایی از تاریخ به حدی بوده است كه تلقی آن دو مبنی بر اینكه دو فرع از یك اصل اند، ممكن نبوده است و نظر بر این بوده است كه در طول تاریخ میان این دو فرقه بزرگ اسلامی رخ داده است، البته در این میان در طول تاریخ اسلام، دانشمندان و عالمان دینی بزرگی وجود داشته اند كه برای ایجاد صلح و مدارا میان مسلمانان و سازگاری مذاهب اسلامی كوشیده اند. عالمان و دانشمندان مسلمان در یك قرن اخیر نیز با در نظر داشتن ضرورت وحدت و همبستگی میان امت اسلامی برای ایجاد سازگاری بین فرق و مذاهب اسلامی تلاش فراوان كرده و پدیده نوظهوری بنام «تقریب مذاهب اسلامی» پایه ریزی كرده اند.

در این میان واكنشها و رویكردهای متفاوت هم در میان دانشمندان اهل سنت و هم در میان علمای شیعه نسبت به موضوع تقریب وجود داشته است. رویكرد معتدل نسبت به موضوع تقریب مذاهب اسلامی با پذیرش اصل ضرورت وحدت امت اسلامی و تقریب و سازگاری میان مذاهب اسلامی، سعی و تلاش بر پایه ریزی مبنای اصولی و روشهای كارآمد برای تقریب مذاهب اسلامی بوده است. تردیدی نیست كه اختلافهای مذهبی و عقیدتی میان مسلمانان از مهمترین عللی است كه به تفرقه و پراكندگی آنان انجامیده است.

تأکیدات مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری بر وحدت بین مذاهب تأکید بسیار دارند و از دهه ها قبل بر این مهم پافشاری می کردند. مثلا ایشان در سخنانی که در سال ۱۳۶۸ در این زمینه داشتند، فرمودند: «در مسأله‌ ای‌ كه‌ لازم‌ است‌ در آستانه‌‌ هفته‌‌ وحدت‌ به‌ همه‌‌ ملت‌ ایران‌ و همچنین‌ به‌ مسلمانان‌ عالم‌ عرض‌ كنم، اهمیت‌ وحدت‌ بین‌ مسلمین‌ و ارتباط برادرانه‌ میان‌ برادران‌ مسلمان‌ در همه‌ جا و در همه‌‌ شرایط است. در ابتدا باید معلوم‌ كنیم‌ كه‌ مقصود ما از وحدت‌ مسلمانان‌ چیست؟ آیا مقصود این‌ است‌ كه‌ مسلمانان‌ از مذهب‌ خود دست‌ بردارند و به‌ مذهب‌ دیگری‌ اعتقاد پیدا كنند و عمل‌ نمایند؟ نه!، مقصود این‌ نیست! ما وقتی‌ به‌ وحدت‌ دعوت‌ می‌كنیم، مقصود ما این‌ نیست‌ كه‌ فرق‌ مسلمین ـ اعم‌ از شیعه‌ و سنی‌ ـ یا فرقی‌ كه‌ داخل‌ تشیع‌ و تسنن‌ هستند، موظف‌ و مجبورند كه‌ از عقیده‌‌ خود دست‌ بردارند و به‌ عقیده‌ سومی‌ یا به‌ عقیده‌‌ طرف‌ مقابل، گرایش‌ پیدا كنند. این، چیزی‌ است‌ كه‌ به‌ تحقیق‌ و تفحص‌ و مطالعه‌ هر كسی‌ وابسته‌ است‌ و بینه‌ و بین‌الله‌ تكلیف‌ اوست. بحث‌ ما این‌ نیست.

بحث‌ ما این‌ است‌ كه‌ می‌خواهیم‌ به‌ همه‌ مسلمانان‌ ـ از شیعه‌ و سنی‌ ـ بگوییم‌ و تذكر بدهیم‌ كه‌ شما یك‌ نقاط مشترك‌ و یك‌ نقاط اختلاف‌ و افتراق‌ دارید. در بعضی‌ چیزها، با هم‌ شریكید و یك‌ طور فكر و عمل‌ می‌كنید و در بعضی‌ چیزها، هر فرقه‌ روش‌ خود را دارد.

ایشان می افزایند: نكته‌ این‌ است‌ كه‌ اولا آن‌ نقاط اشتراك‌ بیشتر از نقاط افتراق‌ است یعنی‌ همه‌‌ مسلمین، به‌ خدای‌ واحد و قبله‌‌ واحد و پیامبر واحد و احكام‌ و نماز و روزه‌ و زكات‌ و حج‌ اعتقاد دارند. شما دو نفر مسلمان‌ را پیدا نمی‌كنید كه‌ وقتی‌ صبح‌ می‌شود، برای‌ نماز بلند نشود؛ مگر این‌ كه‌ بخواهد به‌ تكلیفش‌ عمل‌ نكند، والا همه‌‌ مسلمین‌ عالم‌ معتقدند كه‌ صبح‌ و ظهر و عصر و شب، باید نماز خواند و مستحب‌ است‌ كه‌ در نیمه‌‌ شب، نماز شب‌ بجا آورد. همه‌‌ مسلمین‌ عالم‌ معتقدند كه‌ نماز را باید به‌ طرف‌ كعبه‌ و به‌ زبان‌ قرآن‌ و از آیات‌ قرآن‌ خواند. همه‌ مسلمین‌ عالم، ماه‌ رمضان‌ كه‌ فرا می‌رسد، آن‌ وقتی‌ كه‌ فهمیدند روز اول‌ ماه‌ است، روزه‌ می‌گیرند؛ مگر كسی‌ كه‌ نخواهد به‌ تكلیفش‌ عمل‌ كند و بخواهد فسق‌ كند، والا همه‌‌ مسلمین‌ عالم‌ به‌ این‌ امور اعتقاد دارند.

معظم له تأکید می کنند: هم‌ اكنون‌ بیش‌ از یك‌ میلیارد نفر مسلمان‌ در نقاط مختلف‌ عالم‌ زندگی‌ می‌كنند كه‌ نقطه‌ی‌ تراكم‌ آنها، همین‌ منطقه‌‌ بین‌ شرق‌ و غرب‌ است‌ كه‌ از لحاظ استراتژیكی‌ و موقعیت‌ جغرافیایی‌ و وضعیت‌ اقلیمی‌ و آب‌ و هوایی، حساسترین‌ مناطق‌ عالم‌ دست‌ اینهاست. قدیمی ترین‌ تمدنها و عمیق‌ترین‌ فرهنگها، در همین‌ منطقه ای‌ بوده‌ كه‌ مسلمانان‌ در آن‌ زندگی‌ می‌كنند. آن‌ وقتی‌ كه‌ دیگر مردم‌ در وحشیگری‌ بودند، همین‌ مردم‌ مسلمان‌ بودند كه‌ دنیا را با علم‌ و معرفتشان‌ اداره‌ می‌كردند. مسلمانان، جمعیتی‌ متشكل‌ و منسجم‌ هستند، كشورهایشان‌ نزدیك‌ به‌ هم‌ است، ملتها از لحاظ فرهنگ‌ به‌ هم‌ متقاربند و در تمام‌ نقاط دنیا كسانی‌ را از خود دارند كه‌ همه‌‌ آنها مسلمانند. »

حال با توجه به شرایط منطقه و ظهور گروه های افراطی مانند داعش و ... و مسائلی مانند اسلام هراسی در غرب و ... ضرورت وحدت مذاهب اسلامی چند برابر شده است و تلاش برای برقراری وحدت از اجر و قب بیشتری برخوردار خواهد بود.

اعتقاد به ولایت فقیه در زمان غیبت حبل متین وحدت است

اعتقاد به ولایت فقیه موضوعی است که فقها و عالمان دینی گذشته و معاصر آنرا مورد تأیید قرار داده اند و آنرا در تشریع اسلامی پذیرفته اند و اختصاص به علمای شیعه نیز ندارد، بلکه بزرگان اهل تسنن نیز به آن اعتقاد دارند و شرط فقاهت را برای حاکمان لازم می شمارند. فقهای شیعه، ولایت فقیه را استمرار ولایت معصومین می دانند و امام خمینی(ره) آنرا شعبه ای از ولایت رسول الله(ص) می دانست.

طبق آیات قرآن و احادیث اهل بیت(ع) و مبانی فقه، اطاعت از دستورات ولی فقیه واجب است، همان گونه که نماز و روزه واجب است و تخلف از فرامین ولایت فقیه، حرام شرعی است و دایره این اطاعت پذیری، همه امت، حتی علما را در بر می گیرد، یعنی بر علما و مراجع اطاعت از دستورات ولی فقیه و رهبری نیز واجب است، حتی اگر کسی تشخیص اشتباه بودن دستورات ولی فقیه بدهد، باز نمی تواند مخالفت کند و این امری است مسلم در فقه اسلامی.

بنابراین بر مسلمانها واجب است که به سخنان مقام معظم رهبری خصوصا در زمینه وحدت گوش فرادهند و سعی در اجرای فرامین ایشان داشته باشند که به قول معروف، وحدت امروزه از نان شب هم واجبتر است.

نویسنده: عظیم اسماعیل زاده